تبلیغات
دلتنگی های یک معلم
دلتنگی های یک معلم
معلم اساس تحولات جامعه
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به تمامی آنانی که در ولایت مهدوی ذوب شده اند تعلق دارد

مدیر وبلاگ : محمد رضا انتظاریان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ در جزب مخاطب چقدر موفق بوده است ؟مرا یاری فرمایید






به نام خداوند جان آفرین

                                                         حکیم سخن در زبان آفرین

خطاب به تمامی دولت مردان جمهوری اسلامی ایران

((معلم کارخانه انسان پروریست))

کلام رابا نام اول معلم هستی آغاز می کنم همو که سخن را در زبانِ جان آفرید. به انسان تمامی دانش هارا آموخت تا برترین آفریده اش در جهان خاکی باشد .

وخداوند ِآفریننده یِ معلم را برتمامی گفته هایم شاهد می گیرم و فریاد می زنم که آنچه می نگارم  نه ازدل زخمی تمامی معلمین  بلکه ندای درونی وجدانهای بیدار است . می خواهم ازمنصبی بگویم که شغل نیست عشق است وسوختن وساختن همان سوختن وساختنی که بزرگانِ جامعه  ی بشری برا ی هدایت انسان به سوی سعادت واقعی انجام دادند . سوختن انبیا واولیاء وامامان بزرگوار دین ومذهب مان

می خواهم بگویم مگر ما مسلمان نیستیم؟ مگر قرآن نمی خوانیم؟ مگر مبعث حضرت رسول (ص) با آموختن آغاز نشد؟ مگر سوره علق رانخوانده ایم در  آنجایی که خداوند می فرماید «ما آموختیم به انسان آنچه راکه نمی دانست» آموزش ویاد دادن کار کیست ؟مگر بجز معلم کسِ دیگری می تواند بیاموزاند .مگر ماپیرو علی نیستیم که می فرماید«هرکس که به من یک کلمه آموزد مرا بنده ی خود سازد.»همه  آنچه را که من می گویم همه می دانند اما عالم بی عمل مانند زنبور است بی عسل که فقط نیش می زند و زخم می کند.

نزدیک به سی وشش سال ازعمر انقلاب اسلامی می گذرد انقلابی که قرار بر این بوده که شعائر دین اسلام در آن پیاده شود حال سوال من این است آیا  قشر تحصیل کرده که هدایت آنهارا معلمین برعهده داشتند انقلاب را به پیروزی نرساند مگر بیشترین شهدای ترور از معلمین نودند؟ کدام گروه از جامعه نقشی بالاتر از معلم و دانش آموز در دفاع مقدس وحضور در جبهه های جنگ دارند؟ در انقلاب پیشتازبودیم وبرای پیروزی آن ازخود گذشتیم . درجنگ در خط مقدم بودیم وبازهم ازحق خود برای پایداری نظام گذشتیم وحتی فرزندان مان را فدای دین وکشورمان کردیم ودم بر نیاوردیم نالایق ترین وزرا را درآموزش وپرورش کشورمان دیدیم . و برای استمرار حکومت سوختیم وشهید پرورشدیم. در انتخابات ها  خط شکن وآگاهی دهنده بودیم در هرجایی که احساس خطر بود مابودیم وشکستن کمردشمن . اما در همین نظام که از آبدارچی آن گرفته تا پزشک و بانک دار ووکیل و وزیر و قاضی و رئیس قوه قضائیه ورئیس جمهور که  دست پرورده معلم هستند بدترین توهین ها وافتراهارا به ما رواداشتند ومارا زیادی خواندند درحالی که مانه زیاد هستیم ونه زیادی اگر این زیاد وزیادی را از جامعه کم کنیم مردمی نمی مانند که بر آنان ریاست وآقایی شود. کار ما به مصداق سخن خمینی کبیر وشاگرد برحقش مقام عظمای ولایت عبادت است نه شغل  ؛واین بالاترین مرتبه ومقام  انسانیت است.

من به عنوان یک معلم بسیجی جبهه رفته ای که بار ها پرپر شدن دوستانم را باچشمان خود دیده ام و پاسدار حرمت خون شهدا وامام شهدا هستم این رنج نامه را می نویسم نه به عنوان یک خائن به وطن وافتخارم این است که تاکنون معلم بودن وبسیجی ماندن را باهیچ  یک از اضلاع مثلث زر وزور وتزویر عوض نکرده ام .

در هر حال می خواهم بگویم اگر میخواهید علم وصنعت وفرهنگ ودیانت این کشور پیشرفت کند معلم را دریابید آن هم به عمل نه باشعار چرا من معلم با مدرک کارشناسی ارشد در تنگنای معیشت باشم ودر جایی دیگر شخصی دیگر باهمین مدرک وتخصص  پول های باد آورده دولتی را در سفرهای خارجی مصرف کند . آقای وزیر پاسخ این همه بی عدالتی را کی میدهید قطعا در این دنیا نباشد در آخرت جواب ظلمی راکه به این همه معلم می شود باید پاسخگو باشیدوبدانید اگرچه ما انقلابی هستیم . وخود را فدای آرمانهای مقدس انقلاب کرده ایم اما فرزندان ما طور دیگری فکر می کنند وقطعا طور دیگری عمل خواهند کرد مواظب باشید که مردم شمارا از صحنه خارج نکنند.

معلم چشمه سار اهل بینش

معلم روشنیِ آفرینش

معلم قلبی از امید دارد

معلم نوری از خورشید دارد

معلم زندگانیش شهادت

به این راه وروش اوکرده عادت

معلم بسیجی محمدرضا انتظاریان - بجنورد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394

بنده درمورد علل  بی میل بودن افراد به نماز سوالاتی داشتم که طی نامه ای پاسخ این سوالات برایم ارسال شد وباتوجه به عمومیت داشتن این مسئله جهت استفاده شما دوستان ضمن حفظ امانت آن را در وبلاگ قرار می دهم- محمد رضا انتظاریان.

بسم الله الرحمن الرحیم

شماره نامه: 100174419

تاریخ :91/4/27

دانشجوی گرامی: reza24504@gmail.com

سلام علیكم                       از حسن اعتماد شما خرسندیم, امید است بتوانیم پاسخگوی خوبی برای سوالات شما باشیم.

 

سوال 1 : چه كنیم كه علاقه به نماز خواندن درما ایجاد شود؟

پاسخ :دوست گرامی. انسان ذاتا بنده خدا است یعنی مخلوق خدا است و همه چیزش از خدا است, در این دنیا هم آمده تا با اختیار خودش بنده خدا شود زیرا هدف زندگی همین است و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون - در صورت بندگی به رشد و كمال خود می رسد و سعادت دنیا و آخرتش در گرو همین بندگی است. .در میان تمام رفتارهای عبادی انسان نسبت به مولای خویش نماز مهمترین عملی است كه نشانگر بندگی ما نسبت به خدا است. نماز اظهار بندگی و پیمان بندگی است و كسی كه نماز نمی خواند از دایره بندگان خدا خارج است و معلوم ا ست كه چنین شخصی صید شیطان می شود و عاقبت بدی دارد.

شاید ریشه مشكل عدم‌علاقه به نماز، در این است كه ما خود و هدف از خلقتمان را درست نمی شناسیم؛ زیرا هر كس خودش را به صورت حقیقی بشناسد و به كمال و سعادت خود علاقه مند باشد و با فلسفه و هدف خلقتش آشنا باشد، می داند كه تمام سعادت انسان در گرو ارتباط با خداوند و طلب سعادت از او است.

اگر كسی چنین شناختی از خود و هدفش داشته باشد، چگونه ممكن است به نماز، -كه بهترین وسیله ارتباط با خدا و نزدیك شدن به او و رسیدن به خواسته های مادی و معنوی انسان در دنیا و آخرت است- بی‌علاقه باشد.

در حقیقت نماز پل ارتباطی میان خالق و مخلوق است. نماز، ریسمانی است كه بندگان را به سعادت ابدی می رساند و بی توجهی نسبت به آویختن به این ریسمان، او را در قعر چاه طبیعت ماندگار خواهد كرد.

سر اصلی نماز و هر عبادتی در فعلیت‌بخشی به نیروی «ولایت» در انسان است. یك مسلمان عمیقا باید بداند و باور كند كه قدرت انسان از طریق ارتباط با خداوند كه منبع تمامی قدرت‌ها است تامین می شود. انسان كه در استعداد خود خلیفه و ولی خدا است، تنها از طریق نماز و عبادت است كه می تواند قدرت ولایت خویش را فعلیت بخشیده و جلوه‌گر سازد و به مقام خلافت خداوند در زمین كه شایسته انسان است بار یابد.

كسی كه نماز نمی خواند انسان ضعیف، بی اراده و بی خاصیتی است. انسان های مومن و متقی و اهل عبادت انسان هایی هستند كه گاهی ممكن است در اثر عبودیت و قرب به خداوند، با یك كلام ملتی و تاریخی را عوض كنند.

سر نماز و عبادت در قدرت ولایتی انسان است. همانگونه كه انسان برای رسیدن به قدرت اقتصادی تلاش اقتصادی می كند تا قوی باشد، برای رسیدن به قدرت معنوی نیز لازم است تلاش معنوی انجام بدهد و بداند كه در صورت ترك این گونه تلاش ها آدمی ضعیف و بی مقدار خواهد بود.

دوست عزیز؛

اگر به نماز اینگونه بنگریم كه در بالا عرض شد، براستی آیا باز هم سستی می كنیم؟ حال آنكه خدای حكیم و مهربان از ابتدا حس رسیدن به كمال و قدرت ولایت و نیاز به چنگ زدن به این ریسمان را در نهاد هر انسانی سرشته است؛ یعنی خداپرستی و تقرب به خداوند یك گرایش فطری است و انسان به حسب فطرت خود طالب پرستش خدا و كرنش و خضوع و تسلیم در برابر اوست. (1)

البته موانعی وجود دارد كه با برداشتن آنها نه تنها میل و گرایش به نماز در انسان ایجاد خواهد شد، بلكه كم كم حب و علاقه ی به آن نیز بوجود خواهد آمد.

از جمله موانع سستی در نماز عبارتست از:

1 مهمترین عامل بی توجهی به نماز، گناه است.

حضرت حق (جل و علا) دستور فرمودند كه با شیطان طرح دوستی نریزید و از دستورات او پیروی نكنید؛ چرا كه مطیع شیطان، از خدا اطاعت نمی كند. وقتی انسان، آلوده ی به گناه می‌شود، یا اصلا به سمت نماز و نیایش با خدا نمی رود و یا از نماز و عبادت خویش حظ و بهره ای نخواهد برد و بطور طبیعی هر فردی به چیزی گرایش دارد كه از آن لذت برد!

بنابراین چون فرد گناهكار از نمازش لذت نمی برد ممكن است كم كم نماز را ترك كند و شیطان را به هدفش برساند. بدون شك اگر مدتی در ترك گناهان بكوشیم موفق به انجام عبادات شده و لذت و شیرینی آنرا نیز خواهیم چشید.

2 حب دنیا

محبت و علاقه ی قلبی به دنیا، ریشه ی همه ی خطاها و گناهان است؛ لذا در اثر این محبت، انواع گناهان از انسان سر خواهد زد و به همان وضعی كه در بالا اشاره كردیم گرفتار می شود؛ چرا كه «حب الدنیا رأس كل خطیئه». از علاقه ی قلبی به دنیا و متعلقات دنیاست كه حتی در نماز هم، تمام توجه محب دنیا به سمت دنیاست و هیچ لذتی از نماز نمی برد و كم كم كاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترك كند و به خسران ابدی گرفتار شود.

3 عدم معرفت نسبت به خالق یكتا و حقیقت نماز

مهمترین مشكل ما با نماز اینست كه خود را نیازمند به نماز خواندن، نمی دانیم بلكه تنها به چشم یك تكلیف به آن نگاه می كنیم؛ تكلیف هم همانطور كه از لفظ آن معلوم است، یعنی كاری كه با مشقت و سختی انجام پذیرد. همه‌ی اینها به این خاطر است كه نسبت به خالق خویش، معرفت صحیحی نداشته و از اسرار نماز آگاه نیستیم. اگر پی به عظمت خدای یكتا ببریم و بدانیم كه او خالق هستی است و بی نیاز مطلق است؛ او قادر و حكیم و عالم بر همه چیز است و... بدانیم كه چنین خدای با عظمتی، به انسان فقیر سراپا تقصیر بی چیز و نیازمند، امر كرده كه بیا و با من همنشینی كن و با من حرف بزن! چرا كه تنها من می توانم احتیاجات تو را برآورده كنم و تو در اثر انس با من می توانی از دیگران بی نیاز شوی و... آیا باز هم در امر نماز كوتاهی می كنیم؟ آیا نعوذ بالله او نیاز به هم صحبتی با ما دارد؟! یا این عبد آلوده ی جاهل و نیازمند است كه محتاج راهنمایی و یاری و كمك خالق خویش است؟

انبیاء الهی و اولیاء خدا چون عظمت حق تعالی را درك كرده بودند نماز را نور چشم خود می دانستند و ندا در می دادند كه «كفی بی عزا ً ان اكون لك عبدا ً و كفی بی فخرا ً ان تكون لی ربا ً» (2) برای من همین عزت، كه عبد تو باشم و برای من همین فخر، كه تو رب من باشی كفایت می كند و اینان همانها هستند كه قرآن در وصفشان فرمود: «یخرون للاذقان سجداً» (3)

در محجة البیضاء آمده است كه خداوند فرمود: یا داوود: اگر آنان كه روی از من گردانیده اند می دانستند انتظار و شوق مرا به ترك معصیتشان و مدارائیم را با ایشان، هر آینه از شوق، جان رها می كردند و در اثر محبت و عشق، بند بندشان از هم میگسست. (4)

ندهی اگر به او دل، به چه آرمیده باشی؟ نگزینی ار غم او چه غمی گزیده باشی؟

نظری نهان بیفكن، مگرش عیان ببینی گرش از جهان نبینی زجهان چه دیده باشی؟

سوی او چو نیست چشمت، چه در آیدت به دیده سوی او چو نیست گوشت چه سخن شنیده باشی؟ (فیض كاشانی)

4 عدم صبر بر طاعت

انجام هر تكلیفی در آغاز راه، صبوری می خواهد و استقامت. امام خمینی (رحمة الله علیه) در توضیح صبر در اطاعت فرموده اند: انسان در فرمانبرداری حق تعالی، خوددار باشد و نفس اماره، عنان از دست انسان نگیرد، و افسار گسیخته نكند. (4) در حدیثی از امام علی (علیه السلام) آمده است كه فرمودند:... كسی كه بر اطاعت صبر كند خداوند برای او ششصد درجه بنویسد كه فاصله ی هر درجه از پایان زمین تا عرش می باشد... (5)

ای عزیز!

آگاهی بر برخی از خصوصیات نماز، در مواظبت بر آن و شوق به انجام آن كمك كننده است:

1 نماز ستون دین است.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: نماز ستون دین است؛ مثل آن، مثل ستون خیمه است كه اگر ستون، محكم باشد میخها و طنابها محكم می مانند و اگر ستون كج شود و بشكند، نه میخی استوار می ماند و نه طنابی (6)

2 نماز انسان را از فحشا و منكر باز می دارد.

خداوند تعالی در قرآن كریمش فرموده: «اتل ما اوحی الیك من الكتاب و اقم الصلوة ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنكر» (7) آنچه را كه از كتاب به تو وحی شده است بخوان و نماز را بر پا دار، كه نماز از كار زشت و ناپسند باز می دارد. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) درباره ی مردی كه با آن حضرت نماز می خواند و در عین حال مرتكب كارهای زشت میشد فرمود: نمازش روزی او را از زشت‌كاری باز خواهد داشت. پس دیری نگذشت آن مرد توبه كرد. (8)

3 نماز گناهان را فرو می ریزد.

امام علی (علیه السلام) درباره ی نماز چنین سفارش می كند: نماز گناهان را فرو می ریزد، همچون ریزش برگ از درختان و آنها را از گردن بندگان باز می كند، همچون باز كردن رسن از گردن چهار پایان. رسول خدا نماز را به چشمه ی آب گرمی تشبیه فرمود كه جلو در خانه ی مردمی باشد و شبانه روزی پنج مرتبه خود را در آن بشوید. آیا بر بدن چنین كسی چرك و كثافتی باقی خواهد ماند؟ (9)

4 نماز اول چیزی است كه در قیامت از آن سؤال می شود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: در روز قیامت نخستین عمل بنده كه به آن رسیدگی می شود نماز است؛ اگر پذیرفته شد به سایر اعمال رسیدگی می شود و اگر پذیرفته نشد به هیچ یك از اعمال دیگر او رسیدگی نمی شود. (10)

5 كسی كه نماز را سبك بشمارد از اهل بیت (علیهم السلام) نیست.

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: نمازت را سبك مشمار؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنگام رحلتش فرمود: از من نیست كسی كه نمازش را سبك بشمارد.

و احادیث فراوان دیگری كه در ارزش نماز و مذمت ترك نماز آمده است كه هر یك برای تنبه انسان كافی است.

پرسشگر گرامی؛

بدان كه آرامش حقیقی در ذكر و یاد خداست؛ چرا كه «الا بذكر الله تطمئن القلوب». امام سجاد (علیه السلام) در مناجات نیمه ی شعبان می فرمایند: پروردگارم آرامش دلهای دل دادگان به تو آرامد، خردهای پریشان با معرفت تو جمع آیند، قلوب را آرامشی جز در یاد تو نیست و جانها جز در منزلگاه دیدار تو آرام نیابند (11)

و در تورات موسی (علیه السلام) چنین آمده: ای فرزند آدم! تنها به عبادت من پرداز تا دلت را از بی نیازی پر كنم و نسبت به خواسته هایت تو را به خود وا نگذارم. بر من است كه نیازمندی تو را از تو بردارم و دلت را از ترس خود پر كنم و اگر برای عبادتم خود را فارغ نسازی، دلت را مشغول دنیا سازم و دیگر در نیاز را به رویت بندم و تو را با خواسته هایت وا گذارم (12)

با همه ی توضیحات داده شده، باید توجه داشت كه ابتدا باید با پای تكلیف حركت كرد! یعنی اگر شوق به نماز نداریم باید تا مدتها سر تسلیم در مقابل حضرت حق فرود آورده و امر الهی را در بجا آوردن نماز اطاعت كنیم، تا به حول و قوه ی الهی كم كم شور و شوق به نماز نیز در ما ایجاد شود.

عشق و علاقه ی به نماز از مراتب عالیه ای است كه تنها كسانی كه تقوا پیشه كنند و در انجام فرامین الهی، راه استقامت را بپیمایند به آن می رسند؛ پس در كسب تقوی بكوش و از حضرت حق، در مناجاتها و دعاهایت عبادتی عاشقانه را طلب كن.

ای دل اگر نخواندت ره نبری بكوی او بی قدمش كجا توان ره ببری به سوی او؟

گر نروی به سوی او، راست بگو كجا روی؟ هر طرفی كه رو كنی ملك اوست كوی او

پیروز باشید.

---------------------------------------------------

(1) مشكات/ مجموعه آثار آیت الله مصباح/ ص 45

(2) مفاتیح الجنان از مناجات امیرالمؤمنین (علیه السلام) بعد از مناجات منظوم

(3) سوره ی اسراء/ 107

(4) شرح حدیث جنود عقل و جهل/ ص413

(5) اصول كافی/ ج 2/ ص 75/ باب الصبر

(6) میزان الحكمه/ ج 7/ ص 3097

(7) سوره ی عنكبوت/ 45

(8) میزان الحكمه/ ج 7/ ص 3097

(9) میزان الحكمه/ ج 7/ ص 3099

(10) میزان الحكمه/ ج 7/ ص 3101

(11) ساغر سحر/ استاد كریم محمود حقیقی/ به نقل از بحار الانوار/ 94

(12) اصول كافی/ 3: 131

 

اظهار نظر دقیق شما درباره پاسخ‏ها [با ذكر كد سوال] موجب تكامل و پویایی كار ماست.

 

آدرس :http://www.porseman.org/q بانك پرسش و پاسخ دانشجویی می باشد. شما می توانید با طرح سوال خود در صفحه http://www.porseman.org/q/newq.aspx و یا آدرس الكترونیكی info@porseman.org با سرعت بیشتری پاسخ رادریافت نمایید.

سایت های موضوعی اداره مشاوره : porsemani.ir

«خوشبختی و موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواستاریم





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 مرداد 1391

شهید حاج محمد ابراهیم همت در دومین وصیت نامه بجامانده از خود نوشته است: خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم

اولین وصیت نامه شهید همت:

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
محمد ابراهیم همت



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 خرداد 1391

به نام خدا

آفت بی تفاوتی

در کنار خیابان ودر میان انبوه جمعیت به آرامی قدم می زدم وبه مردمی که هریک برای کاری آمده بودند نگاه می کردم . یکی بازن وفرزندانش درحال خرید لباس بود ودیگری که جوانی 17 یا 18 ساله بود همراه با دوستانش ، درحالی که سوار بر اتومبیل آخرین مدل بنز بود و صدای پخش صوتش را تاآخرین درجه بلند کرده بود ؛ باسرعت در مقابل دیدگان پلیس راهنمایی  ورانندگی ویراژ می داد. گروهی هم که از سر ووضعشان معلوم بود که از اقشار کم در آمد جامعه هستند ؛ به آرامی به ویترین مغازه ها نیم نگاهی می انداختند وبا دیدن نرخ سر به فلک کشیدة  مایحتاج عمومی ، در حالی که از عمق وجودشان آه بلندی بر می خواست به آرامی سر به زیر می انداختند ومی گذشتند .

این ها قسمتی از صحنه هاییست که هرروز آن را می بینیم وبا بی تفاوتی از کنارش می گذریم . در دل مردم غم نان چون سیاهی شب سایه افکنده است ؛ البته منظورم آنهایی نیست که بنزین لیتری 700تومان و 400 تومان فرقی نمی کند و یا برای تزئین کاخ هایشان ماهانه 400میلیون تومان خرج می کنند وکت وشلوار 1000دلاری می پوشند . بلکه منظورم آن کودک یتیم بینواییست که مجبور است برای تامین معاش خود وخواهرکوچکش در خیابان آدامس بفروشد تا با در آمد ناچیزش بتواند نان خشکی را تهیه کند وآن رابه آب بزند وبخورد تا از گرسنگی نمیرد . ویا پدر خانواده ای را دیده اید که برای به دست آوردن قرص نانی وسایل خانه اش را بفروشد ،دزدی کند ویا......؟ در د از این بالاتر که فقرا ابزار دست بعضی ها می شوند ودر ایام انتخابات با ارزش ترین هویت ملی خود؛ رای خود را به ده هزار ویا............ هزار تومان ویا مقداری نان وبرنج می فرو شند تا شاید چند شب را با شکم سیر سر بر بالین بگذارند ؟َِ! آیا این استزندگی علی وار ؟! ما ادعای مسلمانی وشیعه بودن را داشته با شیم و همسایه مان روزگارش را با گرسنگی بگذراند؟! این است پیرو علی بودن ؟! علی(ع) این بزرگ مرد همیشة تاریخ واین امیر المؤمنین جاویدان امت اسلامی ؛ برای همدردی با مستمندان وبرای این که رنج گرسنگی را درک کند در حالی که زمامدار جامعة اسلامی بود وبیت المال در اختیارش ؛ بسیاری از شبها  وروز هارا با گرسنگی به سر می برد و سنگ برشکم می بست . حتی اگر نان خشکی به دست می آورد آن را با مستمندان تقسیم می کرد .

آیا ما مسلمان وشیعه ایم؟! اگر جامعة ما افتخارش شیعه بودن است وبه زیستن در سرزمینی افتخار می کنیم وبرخود می بالیم که خمینی کبیر (ره) در هوای آن نفس کشیده است . چرا باید شاهد کوخ نشینی های بی شمار در کنار کاخ های سربه فلک کشیدة آقا زاده ها باشیم ؟! و چرا روز به روز به تعداد مستمندان جامعه افزوده گردد وککمان هم نگزد ؟!!! مگر بنیان گذار انقلاب ما همان پیرمرد ساده ای نبود که اعجاز کلام وزندگی ساده اش در خانه ای محقر دنیا را به لرزه در آورد ؟ ومگر رهبر انقلابمان شاگرد امام حضرت آیت ا... خامنه ای زندگی اشرافی دارد ؟

اگر به حافظة تاریخ مراجعه کنیم می بایست این سخن گهربار خمینی کبیر(ره) را به خاطر داشته باشیم که :

«من یک تار موی شما کوخ نشینان را با کاخ نشینان عوض نمی کنم»

بیاییم اگرمی خواهیم جامعه ای سالم داشته باشیم ؛ جامعه ای که در آن از دزدی ، فقر وفحشا خبری نباشد ، نان را به سفرة فقرا برگردانیم . چراکه حضرت رسول ا.....(ص )فرموده اند:

« کسی که معاش ندارد معاد هم ندارد»

پس با عزمی راسخ و اراده ای استوار بر ضد خون آشامان اقتصادی قیام کنیم وبا یاری دولت خدمتگذار ریشة فقر وبی عدالتی اقتصادی را بخشکانیم .

محمد رضا انتظاریان

رئیس مرکز امر به معروف ونهی از منکر

حزب مؤ تلفه اسلامی

استان خراسان شمالی

8/2/1390

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390

به نام خدا

دلی پردرد دارم .میخواهم بنویسم . اما رسم نوشتن را فراموش کرده ام . میخواهم رنج های دل را با یاری قلم و دستان لرزانم بر لوح سفید کاغذ نقاشی کنم . میخواهم بگویم که: ای دنیا ؛ ای کاش می شد تورا سه طلاقه می کردم و ایکاش من هم ........ باخود می گویم : یادت می آید پدری داشتی ؛ مادری داشتی ؛ دوستان هم محله ای داشتی؛ چه شد ؟ کجارفتند ؟ آیا این خوابی بیش نبود ؟یادت می آید برروی زانوان پر از مهر پدر می نشستی وعکس می گرفتی ؛ یادت می آید که همیشه در دهۀ اوّل محرم به سجّادیّه می رفتی و در سایۀ پدر چه برو وبیایی داشتی؛ کجا رفت آن همه خاطرات شیرین ؟ همیشه تصوّرم بر این بود که کودک می مانم وبزرگ نمی شوم . فکر می کردم که فقط یک سوم عمرم رادر خواب بوده ام. اما اکنون که بیش از چهل سال از عمرم می گذرد می بینم که تمام عمر را در خواب گذرانده ام ونمی دانستم .

اکنون که به سراشیبی سقوط رسیده ام؛ هنوز هم تصوّرم این است که من تا ابد زنده ام و زندگی خواهم کرد . ای وای برمن که چنین جاهلانه به دنیا دل بسته ام .

این ها کلماتی است که از درون دل زخمی برقلم جاری می شود و سرّ درون من را آشکار می سازد . هر لحظه وهر ثانیه که از عمر من سپری می شود؛ من یک قدم به قبر نزدیک تر می شوم بدون این که توشه ای برای خودم جمع کرده باشم .

چندروز پیش مجتبی مدرّسی فر را دیدم برادر شهید مدرّسی فر را می گویم . کمی باهم گفتیم وخندیدیم  وامروز ؛ آری همین امروز بود که شنیدم به رحمت ایزدی رفته است . خدایش رحمت کند .

من می خواهم از گناهانم توبه کنم اما چگونه ؟ چون می دانم که اگر عنایت خداوند نباشد آتش گناهان مرا در خود خواهد سوزاند . اما از آن جایی که در رحمت الهی بر روی بندگانش همیشه باز است ونا امیدی از رحمت خدا از گناهان بزرگ محسوب می شود ؛ واز طرفی چون امشب هشتمین شب از شب های محرم الحرام می باشد . حسّی به من می گوید که : باخود وخدایت خلوت کن وحسین (ع) را یاد کن شاید بتوانی خودت را بشناسی و اگر هم توانستی چند قطره ای اشک در مصیبت بزرگ عالم بشریّت وشهادت امیر مؤمنان وسالار شهیدان بریزی که چه بهتر .

از اشک گفتم واز سلار شهیدان آقا امام حسین بن علی علیه السّلام . امروز پنج شنبه سوم دی ماه 1388 حادثۀ جالبی برایم اتّفاق افتاد . نمی دانم چه شد ؟ شاید خداوند این اتّفاق میمون را برای من رقم زده بود .

من معلّم هستم . معلّم پایۀ سوم ابتدایی دبستان یاسین شهر بجنورد . امروز زنگ سوم زده شد ومن در سرکلاس در س حاضر شدم . مطابق معمول دانش آموزان آماده بودند تا تدریس راآغاز کنم .در آن ساعت می بایست درس هفدهم هدیه های آسمانی را تدریس می کردم . خیلی جالب بود دقیقاً در به وقایع روز عاشورا وصحرای کربلا اشاره داشت . شعر ((سجّاد وسجّاده  )) شعر بسیارزیبایی بود که به امام سجاد(ع) مربوط می شد .

شروبه خواندن شعرکردم . اما نمی دانم چرا ذهنم حول محور سخنان شب گذشتۀ حاج آقا نادری امام جماعت مسجد شهرک ولیعصر(عج)سیر می کرد . بحث در بارۀ حضرت علی اصغر(ع) بود . وقتی نام علی اصغر (س) بر ذهنم نقش بست . بی اختیار در حالی که بغض گلویم را می فشرد و باحرارتی وصف ناشدنی شعر را خواندم و شروع کردم به سخن گفتن در بارۀ نحوۀ شهادت حضرت علی اصغر (س) برای دانش آموزان . وجالب این جابود که من در کمتر زمانی  دانش آموزان را این قدر مشتاق شنیدن مسائل دینی یافتم .سکوت سنگین ومعناداری برکلاس حاکم شده بود.

ای خدا ؛ با این بار گناه من شرمسارم . ای جسم ضعیفم تحمّل آتش دوزخ را کی تواند داشت ؟ ای خدا تابه کی من باید بندۀ بندی غول نفس سرکش وعروس عفریت هزار رنگ دنیا باشم ؟

خدایا من سرگشته وحیران در برهوت ِ گناه . راه را گم کرده ام و در آتش گناه می سوزم . توخود مرا نجات بده . چه می شد من هم مانند شهدا عاقبت به خیر می شدم ؟ خدایا ازتو می خواهم اول مرا پاک کن بعد خاک کن .

خدای من ؛ می دانم که آقای من ؛ مولای من؛ حضرت صاحب (عج) چقدر تنها ومظلوم است . چرا که جدّش حسین (ع) هفتاد ودو نفر یاور دلداده داشت . اما مهدی ما در بیش از هزار سال از عمر با برکتش به تعداد یاران شهید سیّد الشهداء یاور ندارد و می دانم دل مولا ازدست ما خون است . ای خدا آرزویم دیدن روی ماه مهدی وشهادت در راه توست خدایا به ما توفیق بده تادررکاب حضرتش به شهادت برسیم

آمین یارب العالمین

محمد رضا انتظاریان

رئیس مرکز امربه معروف ونهی از منکر

حزب مؤتلفۀ اسلامی خراسان شمالی

و عضو شورای آموزش وپرورش خراسان شمالی





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 3 دی 1388





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
http://opload.ir/downloadf-7578069c54dd1-mp3.html